فرشته اسمانی مامان و بابا

 


دخترم

دخترم، نازنینم، عمرم
وقتی خسته می شوی 
یا وقتی غصه دار می شوی
وقتی گرسنه و تشنه می شوی
وقتی خواب آلوده و بی حال می شوی
همواره مرا می خوانی وآغوش مرا می طلبی... 
با زبان شیرین کودکانه ات مرا می خوانی و می گویی " مامان بغل"
حتی وقتی خیلی خیلی شاد هم هستی باز هم آغوش مرا می طلبی.
مرا پناه خود می دانی...مرا همواره می خوانی...
می مانم،
 تا جایی که بتوانم می مانم، 
اما تا کی؟
 
 
 
بزرگتر که می شوی، 
خیلی خیلی بزرگتر، آنقدر بزرگ که روح و جانت در می آمیزد با این همه پیچیدگیهای دنیای مدرن،
همان دنیا که چون دریایی گاه آرام و آهسته هست و گاه سهمگین و مواج، 
می فهمی که این آغوش خیلی کوچکتر از آن هست که می پنداشتی،
می فهمی این آغوشی که همیشه م‍‍‍أمن آرامش بخش تو بوده است دیگر نمی تواند همچون همیشه تصلی بخش روح و جان پر خروش تو باشد.
آن زمان مأمنی می طلبی از دامان مادر تصلی بخشتر
اما بدان تنها یکیست که همیشه و همیشه می تواند بهترین و بزرگترین مأمن تو باشد، تنها یکیست او،
و همیشه بوده است و خواهد بود چه به او آگاه باشی، چه نباشی،
چه بخوانی اش چه نخوانی اش او هست و دوستت دارد،
آغوش  او بهترین جا برای توست 
هر زمان ...هر زمان...هر زمان
 
 
چه باشم چه نباشم 
آغوش خدا را تنها جای امن خود بدان
نذار فاصله ها دلگیرت کند

تاریخ : 21 تیر 1394 - 06:08 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 520 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

شانزده ماهگیت مبارککککککککک عزیزممممم

سلامممم حدیث من که فکر به تو ، وجود تو ، بودن تو به قلبم آرامش میده.

عزیز دلم روز به روز داری مهارت های بیشتری کسب میکنی دامنه لغاتت بیشتر شده و شلوغ تر و جذاب تر شدی.

از دندونات بگم که هنوز 4 تاست.سه تای دیگه رو باهم داری درمیاری که تازه جیک زدن .

از بین میوه ها تو این مقطع عاشق گیلاس و توت فرنگی هستی موز رو هم که از اول دوس داشتی.

چون روزا نمیزاری زیاد پشت کامپیوتر بشینم با گوشی دارم تایپ میکنم امکان اینکه عکس بزارم نیست ان شالله تو پست بعدی میام از بازی هات مینویسم و عکسهای خوشگلتو میزارم.

دوستتتتتتتتتت دارممممممم هوارتااااااااااا

تاریخ : 06 تیر 1394 - 05:11 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 395 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

تو که هستی بهشت نه در زیر پای من در اغوش من است

ماه شبهای تار من عزیز ترینم بی نهایت دوستت دارم.

جوجوی مامان سلام ، طوطی مامان سلامممممممم

توی این ماه ها رشد بچه ها خیلی به چشم میخوره یعنی میشه گفت هر روز، بدون استثنا هر روز یه کار تازه و یه کلمه جدید یاد میگیری و تکرار میکنی

اول از همه بگم درست شب روز پدر شما مریض شدی که تو یه هفته کلی وزن کم کردی و شش تا آمپول و دو تا سرم که یادآوریش اذیتم میکنه 

چی کشیدی از دست اسهال و استفراغ و تب و ....

خدایا شکرت که زودتر حدیثمو خوب کردی

می خوام از غذاهات بگم که عاشق سیب زمینی چه آب پز چه سرخ کرده چه کوکوش هستی.ماکارونی رو هم زیاد دوست داری

از بین میوه ها موز و توت فرنگی رو بیشتر دوست داری

از ماست و آبمیوه همچنان خوشت نمیاد 

از دندونات بگم که چهار تا دندون خوشگل تو این سن که پانزده مگیت هست داری

روزی هزار بار اسباب بازی هاتو جمع میکنم شما لطف میفرمایید میریزد بهم..........

وقتبپی میریم بیرون بهت میگم حدیث ماشین ها رو بشمر میگی یک دو سه تا همینجا . البته سه رو کامل تلفظ نمیکنی...

از بین اعضای بدنت بینی چشم گوش دهان و سر و به انگلیسی نشون میدی

به انگلیسی میگم دستهاتو ببر بالا بیار پایین درو باز کن ببند قشنگ متوجه میشی و انجامش میدی

اولین کاردستیت هم وقتی میخاستم آب و هوا رو باهات کار کنم درست کردیم که عکسشو میزارم

به چیزی که حساسیت داری اینه که دستهات باید تمیز باشه وقتیذ یه چیزی بچسبه به دستت اونقدر نشون میدی و میگی خخخخخ باید زودی تمیزش کنیم

دایره لغاتت زیاد شده که همشو نمینویسم اینجا

و یکی اینکه هر وقت تلفن یا گوشی میبینی برمیداری میگی دای دایییییییییییییییییی لولو یعنی الو

وقتی یکی خوابه میگی خرپف بعدمیری تو صورتش میزنی میگی دو دو یعنی پاشو پاشو

و.................تا اینجا بسه ...........بقیه بماند تا بعد دخترکم......

عکسای گل گلابم

فدای خنده ی تو که وقتی میخندی چشمات خوشگل تر میشه

 

 

اینم عکس گربه خونه مامانی اینا که عاشقشی


اینم چکیده ای از بازی ها و آموزشهات 


یک روز در پارک


خونه عمو نادر اینا (عموی من ) و بازی با حسام کوچولو

 

دنیارا میدهم برای لبخندت هراسی نیست.

             شاد که باشی دنیا دوباره از ان من است.


تاریخ : 27 اردیبهشت 1394 - 22:21 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 419 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

روز پدر

پدر جان ،

باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . .

همسر عزیزم،

همدم تنهایی ام، به وسعت قلب مهربانت دوستت دارم. روزت مبارک.



تاریخ : 27 اردیبهشت 1394 - 22:09 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 415 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

روز مادر

بسم الله الرحمن الرحیم

مادرم

وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.

مادر عزیزم روزت مبارک


تاریخ : 08 اردیبهشت 1394 - 22:00 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 420 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

سیزده بدر

نمیدانم آرزویت چیست؟؟؟

اما من برای رسیدن به آرزویت ،دستانم به آسمان جاری و سبزه دلم را به نیت تو و آرزوهایت ،هرچه که هست گره میزنم

سیزده بدر روز آرزوهایت باد...

 

حدیث گلم پارسال سیزده بدر چون هنوز یه ماهت نشده بود تو خونه بودیم ولی امسال به همراه مامانی و باباجون اینا و عمه اینا رفتیم عون ابن علی

خیلی خوش گذشت

خدایا شکرت...............................


تاریخ : 08 اردیبهشت 1394 - 20:30 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 423 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

اولین قدم های حدیث

عزیز مامان خوشگل مامان نفس من داره این روزا اولین قدم های زندگیشو برمیداره

دخترم مراقب باش اینجا زمین است اینجا زمین گاهی خشک و سخت و گاهی نرم و نمناک است.اما باید طوری زندگی کنی که همیشه رد پای بودنت برای جهان و جهانیان بماند.

نگذار زمین و آسمان سرنوشت تو را تعیین کنند.و باید این را بدانی که نه آمدنمان دست خودمان است و نه رفتنمان // اما آمدن و رفتن دو نقطه اند اینکه چگونه بهم وصل میشوند هنر آدم بودن و هنر آدم ماندن ماست...

خدایا خودت مواظب عشقم باش...


تاریخ : 10 فروردین 1394 - 00:34 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 522 | موضوع : وبلاگ | یک نظر

نوروز 94

یا زهرا (س)
هر سال منم عبد عطایت مادر
خوشبخت شدم من از دعایت مادر
نوروز که قابلی ندارد بی‌بی
صد عید ، الهی به فدایت مادر . . .

 

دستان پرنوازش بهار ، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد
و زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطرآگین خویش را نثار نگاه ما می کنند .

 

در سال جدید خورشیدی
سبزی ، شادی ، کامیابی ، بهره وری ، اثربخشی فعالیتها و بهروزیتان را از درگاه ایزد منان آرزومندم . . .

با آروزی سالی خوش و خرم برای شما میریم سراغ عکس ها

حدیث امسال عید رو رفته بود قم و مشهد و شمال

زیارتت قبول دخترکممممممم

 

تنها خداست که میداند
“بهترین”
در زندگیت چگونه معنا میشود!
من در سال نو آن بهترین را برایت آرزو میکنم.
نوروزتان مبارک وحید و حدیث عزیز


تاریخ : 10 فروردین 1394 - 00:22 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 443 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

تولد یکسالگی

صدای یک پرواز

فرود یک فرشته

آغاز یک معراج

و شروع یک زندگی

تقدیم به کسی که شکفتن هیچ گلی زیباتر از لبخند او نیست

 یکسال شد.خودم هم باورم نمیشه که من یکسال دخترم رو بزرگ کردم.

قند عسلم شیرین زبونم یک سال از زمینی شدنت گذشت ...

19 اسفند 92 حدیث کوچولو ساعت 8 و نیم صبح تو بیمارستان ذکریای تبریز زمینی شد.امسال تولدت رو 8 اسفند 93 روز جمعه برگزار کردیم البته به دلایلی زیاد مفصل نبود ان شالله سالهای بعد جبران میشه عزیزمممممم.

بدون مقدمه بریم سراغ عکس ها...

نمایی از تزیینات تولد

تم تولد کیتی

کار تزیینات به کمک و همکاری مامان و خاله های حدیث انجام شد که از همین جا ازشون تشکر میکنم

دایی و بابا جون و وحیدم خیلی زحمت کشیدن دستشون درد نکنه

  

 

آش دندونی رو هم تو مراسم تولد پخش کردیم

بقیه عکسها اپلود نشد متاسفانه

پذیرایی سالاد الویه به شکل کیتی و آش دندونی و کیک کیتی بود که عکس هاشو نتونستم بزارم.

 

 دختر عزیزم 

 

تولدت هزاران بار مبارک.نمیدونم چی بنویسم که احساس قلبیم را نسبت به تو عزیز دلم بازگو کرده باشم . این را بدان که عاشقانه دوستت دارم و خدا را بخاطر تو هدیه الهی هزاران بار شکر می کنم که مرا لایق داشتنت دانست. از آفریدگار بی همتا می خواهم که خود نگهدار تو باشد و تو را در پناه ذات اقدسش محفوظ بدارد از هر آنچه که برای تو خوب نیست و دانای مطلق بهتر میداند. و به تو ببخشد هر آنچه که آرزو داری و صلاح تو در آنست. دختر مهربانم خیلی دوستت دارم و تو را به دستان خدای خوب و مهربان می سپارم. عزیز دلم در پناه معبود بی همتا تا همیشه سلامت و شاد و موفق باشی و عمر طولانی با عزت و لذت داشته باشی و تولد 120 سالگیت رو در کنار نوه ها و نبیره هات جشن بگیری انشاءا...



تاریخ : 09 فروردین 1394 - 23:50 | توسط : مامان حدیث | بازدید : 1060 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید